ه فرمول بسیار ساده  :
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + ثابت قدمی = تغییرات بنیادی
چند مثال ساده :

مثال شماره ۱ : سکه اسرار آمیز

اگر به شما این حق انتخاب را بدهند که بین ۳ میلیون دلار پول نقد یا سکه یک سنتی که طی ۳۱ روز آینده هر روز آن دو برابر می شود، یکی را انتخاب کنید ، شما کدام را انتخاب می کنید ؟

فرض کنید شما ۳ میلیون دلار را انتخاب می کنید و دوستتان سکه یک سنتی را انتخاب می کند. قراره هر روز این سکه دوبرابر شود . در روز پنجم دوست شما ۱۶ سنت دارد در حالی که شما همچنان ۳ میلیون دلار دارید. در روز دوازدهم این نسبت،  ۵ دلار و ۱۲ سنت در مقابل پول شماست. فکر می کنید دوست تان در مورد تصمیمش چه احساسی دارد؟ شما در حال خرج کردن پول خود هستید و از انتخاب تان لذت می برید.
بعد از ۲۰ روز او تنها ۵۲۴۳ دلار دارد. اما دوست شما بخاطر این انتخابش ، اکنون به سختی بیش از ۵۰۰۰ دلار دارد. این جاست که جادوی پنهان اثر مرکب شروع به نمایان شدن می کند. همین رشد ریاضی روز به روز باعث می شود یک سنتی در روز سی و یکم ۱۰۷۳۷۴۱۸ دلار و ۲۴ سنت شود. یعنی بیش از ۳ برابر ۳ میلیون دلار شما !!!…

مثال شماره دو : سه دوست

سه دوست را در نظر بگیرید که هر سه باهم بزرگ شده اند :
دوست شماره یک به نام لری، کارهای همیشگی اش را انجام می دهد . او خوشحال است ، اما گاهی اوقات از این که هیچ چیز تغییر نمی کند شکایت می کند .
دوست شماره دو ، به نام  اسکات ، شروع به ایجاد تغییرات کوچک ، به نظر بی اهمیت و مثبت در زندگی اش می کند.

یکی از کارهایش این است که روزانه ۱۲۵ کالری از رژیم غذایی روزانه اش را کاهش دهد. کار سختی نیست.

ممکن است در حد یک فنجان کمتر خوردن غلات در روز ، جایگزین کردن یک قوطی نوشابه یا جایگزین کردن سس مایونز ساندویچش با سس خردل باشد.

کارهایی که همه شدنی است. او تصمیم گرفته روزانه ۲۰۰۰ قدم پیاده روی کند.

اسکات در مورد این انتخاب مصمم است و تصمیم جدی گرفته و می داند با این که خیلی ساده هستند، ممکن است خیلی آسان وسوسه شود که آن ها را متوقف کند.

دوست شماره سه، به نام برد ، انتخاب های خیلی ضعیفی می کند. او به تازگی تلویزیونی با صفحه نمایش بزرگ خریده است

تا برنامه های مورد علاقه اش را بهتر و بیشتر تماشا کند. ا می خواهد دستور غذایی جدیدی را که در شبکه آشپزی دیده است، امتحان کند.

او یک میز نوشیدنی در اتاق نشیمنش درست کرده است و این نوشیدنی ها را به صورت هفتگی به رژیم غذایی اش اضافه کرده است. احمقانه نیست ، برد فقط می خواهد شادی بیشتری داشته باشد.
بعد از پنج ماه، هیچ تغییر محسوسی بین این سه دوست وجود ندارد. زیرا ۵ ماه مدت زمان کافی برای اندازه گیری پیشرفت یا پس رفت آنها نمی باشد.

اگر وزن هر سه شخص را بر روی نمودار می آوردیم، متوجه می شدیم که وزن همه آنها با خطای نزدیک به صفر یکی است.

بعد از گذشت ده ماه، همچنان نمی توانیم تغییرات قابل ملاحظه ای را در زندگی آنها مشاهده کنیم. وقتی به انتهای ماه هجدهم می رسیم،

تغییرات جزئی و قابل اندازه گیری در ظاهر این افراد پدیدار می شود. در ماه بیست و پنجم، تغییرات واضح و قابل اندازه گیری مشاهده خواهیم کرد.

این تغییرات در ماه بیست و هفتم شدیتر خواهند شد. تا اینکه در ماه سی و یکم نتایج شگفت انگیز است:

برد چاق شده است، در حالی که اسکات متناسب  و خوش اندام است . او توانسته در این مدت ۱۵ کیلوگرم وزن کم کند.

در صورتی که برد به همین میزان وزن اضافه کرده است. لری هم که ثابت باقی مانده است.
موفقیت اسکات نتیجه انتخاب های کوچک، هوشمندانه و ثابت قدمی اش در طول زمان بوده است.

 اثر موجی چیست ؟

اثر موجی نیز در ادامه این موضوع مطرح می شود.
مجددا مثال فوق را در نظر بگیرید :
برد کیک مافین را که به تازگی از شبکه آشپزی یاد گرفته است ، خیلی دوست دارد . خانواده اش هم نیز این شیرینی را دوست دارند.

او تحسین همه را بر می انگیزد . او عاشق آشپزی است و بیش از حد شیرینی می خورد ، اما نه آنقدر که کسی متوجه شود.

این زیاده روی باعث می شود برد شب ها بد خواب شود و در اثر آن بد خلق شود. این بدخلقی و کمبود خواب بر روی عملکردش در کار تاثیر می گذارد.

او بهره وری کمی در کار دارد و در نتیجه از رئیسش بازخورد منفی می گیرد. در پایان روز اغلب از کارش رضایت نداشته و سطح انرژی اش بسیار پائین است.

همه این موارد در مورد اسکات معکوس عمل می کند.